مدفون در لایه های پتو

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

سلام، چقدر خوبه ک باهات تنهام. فردا شروع یه ترم جدید توی دانشگاس و وضعیت تحصیلیتم ک افتضاس، داری با خودت فکر می کنی یه شروع جدید و این دفعه تکرار نکردن اشتباه های قدیم، هان؟ و چقدر خنده داره این حرف برای من ک برای تو هم انگار همینقدر هست. واقعا شکنجه س بدون داشتن آهنگ هات بری دانشگا هان؟ همونقدر ظلمه ک جلوی در دانشگا نتونی سیگار بکشی. و من تنهام، تنهایِ تنها بین سی هزار تا دانشجوی مهندسی ک دور هم جمع شدن، هیچکدومشون نمی رن تو کَتَم به هر حال. داشتم به یک دوست قدیمی می گفتم ک خیلی وقته آدم جدیدی توی زندگیم اضافه نشده. و قبلی ها رو هم دونه دونه از دست می دم. این موضوع هم خوبه هم بد، من آدم پر مشغله ای بودم و هستم و خواهم بود، حالا وقت بیشتری دارم ک پشت کیبورد تنها بشینم و یه آهنگ خوب برای گوش دادن انتخاب کنم. بیا آخرش برگردیم همینجا، بیا پنجاه سال بعدم همینجا باشیم. لای این کلمه ها زندگی کنیم، بیا ثبت کنیم و بشیم خاطره، مثل عکس انداختن از فکرات می مونه. سرمای پاییز توی دلم رو خالی می کنه و من رو بیشتر توی خودم فرو می بره، یک جور های پناه بردنه، همون حکمی ک پتو برای تاریکی و سرما داره.



نویسنده : بازدید : 13 تاريخ : شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 18:21
برچسب‌ها :