تهوع

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

این موضوع ک مجبور به زندگی اجتماعی و تنها نموندن و خارچ نشدن موجودات چهار دست و پا از کادر لعنتی دیدگانمون هستیم، یک شکنجه ـست. و دقیقا یک شکنجه ـست ازونجا ک علیرغم تمام این نفرت بخاطر این اجبار، در صورت تحقق این خواسته هم باز دچار سرخوردگی های دیگه ای می شیم. دچار تنهایی و افسردگی و زوال و اینا می شیم. ما مثلِ زنبوریم، اجتماعی، کلنی طور زندگی می کنیم و ملکه هم داریم حتا. ما ها سربازیم، یا کارگریم. در این بین، هستند کسانی ک تا به مغز اسخوان با این زندگی اجتماعی خو می گیرن، رشد می کنن و جا می افتن و دیده می شن و المان های بخصوص و استعداد خاصی هم ندارن بعضا، فقط اندام و قیافه و این صحبت ها. خب اینا منو عصبانی می کنه. این موضوع ک خودم توی این لوپ خسته کننده زندگی به حداقل سطح استاندارد هام نزدیکم نیستم و اصلا تو مسیرش قرار ندارم روی اعصابم هست. دیدن این آدم ها اضافه بر تو مخی هام می شه. خصوصا این جماعت روشعن فکر توییتری افتضاحن. دست صاف و سفید و زیبا، هم مورد تحسینه هم نفرت. بخاطر زیبایی، بخاطر مفت خوری.

- عذرا ک س ننت.

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:10
برچسب‌ها :