افعالِ راست گو

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

"نبخش. فراموش نکن. کوتاه نیا. حقیقت رو نگو. تظاهر کن. تنها باش. لبخند بزن." من این جمله رو کاملا صادقانه نوشتم. و می دونید بذارید یه چیزی رو اعتراف کنم، ک هرچقد همه جا گفتم قانون راز چقد غیرمنطقی و فانتزی و علمی تخیلیه اما به بعضی چیز هاش اعتقاد دارم. به فعل های منفی اعتقاد دارم. وقتی می نویسم "نبخش" اتفاقی ک در آینده می افته، بخشیدنه. علیرغم اشباع شدن از میزان قابل تفکری از خشم. هرچند ک خشم ذهنمو نابود می کنه و موهام رو میریزونه، اما طرف مقابلم از گرفتن بخشش از من، ارضا می شه و می ره تو گوشه ی رستگاری دنیا غروب آفتاب رو می بینه. من این احساس رو بهش می دم و بعد خیلی کوتاه، دچار نفرت می شم. هم از اون، هم از خودم. وقتی می نویسم "حقیقت رو نگو." کاری برخلاف اون می کنم. - به این عمل منفی با فعل مثبت نگاه کنید. - این دقیقا شبیه به کاری ـه ک الان دارم می کنم. اینکه تنفر از وجود خودت بیرون میاد، اینکه همه آدم ها توی یه دایره باشن و تو بیرون وایساده باشی. اینکه بهترین و قدیمی ترین رفیقت هم .. - خب این باعث می شه احساس افسردگی کنم اگه بگم، پس نمی گم. - تو به اینجا می رسی ک در نهایت با تک تک سلول هات، با تک تک نشونه های این کیهان این موضوع رو پی می بری ک، تنهایی. ولی تظاهر می کنی و لبخند می زنی.


نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29
برچسب‌ها :