دومین روز از فصلِ سرد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
من دنبال شروع کردن یه تلخی جدید نیستم. اگه قرار باشه منتهی به یه چیز تلخ باشه راهی ک می رم، بر می گردم به همون دره ای ک ازش اومدم. "بازگشتن به همان دره ای ک از آن آمده ایم." این چیزی نیست ک بخوام، این چیزی نیست ک بتونم دیگه تحمل کنم. اگه قرار باشه دوباره این بلا ها سرم بیاد پس همون بهتر ک "ببخشیم ع
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 23:55
برچسب‌ها :
این یک روراستی کاملا تمام عیاره ک با مچ ضرب دیده هم می شه خیلی راحت بهش اغراق کرد. این یک حقیقت ساده ی جهان شموله ک بی آرایه های ادبی هم می شه توصیفش کرد. زندگی رو می شه ساده گرفت. می شه خالی تر گذروندش، با آدم های کمتری. با آدم های نه چندان مهم تری. نیاز نی دور و برت بزرگترین عشق تمام دورانِ عمرت
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : يکشنبه 4 تير 1396 ساعت: 23:27
برچسب‌ها :
یه چیزی بدست میاری در قبالش یه چیزی از دست می دی. آرامش یه خط صافه، خوشحالی خالی و امن نمی مونه توش پر دردسره. اذیته. نمی شه راحت از سر گذروندش. بی حوصلگی، یه خط صاف بدون دردسره. بدون ماجراجویی، بدونِ حس خطر. خوشحالی اینطوری نیست، دریا مواجه. دریا بزرگه، یه برکه سبز و پر مگس و ساکنه. مث یه خط صافه.
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:10
برچسب‌ها :
این موضوع ک مجبور به زندگی اجتماعی و تنها نموندن و خارچ نشدن موجودات چهار دست و پا از کادر لعنتی دیدگانمون هستیم، یک شکنجه ـست. و دقیقا یک شکنجه ـست ازونجا ک علیرغم تمام این نفرت بخاطر این اجبار، در صورت تحقق این خواسته هم باز دچار سرخوردگی های دیگه ای می شیم. دچار تنهایی و افسردگی و زوال و اینا می
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 3:10
برچسب‌ها :
"نبخش. فراموش نکن. کوتاه نیا. حقیقت رو نگو. تظاهر کن. تنها باش. لبخند بزن." من این جمله رو کاملا صادقانه نوشتم. و می دونید بذارید یه چیزی رو اعتراف کنم، ک هرچقد همه جا گفتم قانون راز چقد غیرمنطقی و فانتزی و علمی تخیلیه اما به بعضی چیز هاش اعتقاد د
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : يکشنبه 24 ارديبهشت 1396 ساعت: 2:29
برچسب‌ها :
چقدر می شناسید خودتونو؟ خبر دارید چ ادمای گهی هستین؟ از خود محور بودنتون عنتون نمی گیره؟ از اینکه روزی یک ساعت و نیم دارید تو آیینه خودتونو می بینید خوشحالید واقعا؟ از تظاهر کردن خوشتون میاد؟ .. هرچند منطقی، درست و صحیح از هر زاویه نگاهی اما، وقتی جا
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23
برچسب‌ها :
من از یه احساس بد، من از سایه های تاریک احاطه شدم. توی هر گوشه ی این دنیا، حجم انبوهی از سایه های تاریک دندون دار، بدون چشم، بدون دست .. بدونِ حسِ حضور، فقط وجود دارن و پر رنگ تر می شن و بیشتر میان جلو، و همه جا تاریک تر می شه. توی یه خیابون تاریک، ا
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23
برچسب‌ها :
من این یه تیکه اشتباه رو به خودم چسبوندم، من این یه تیکه اشتباه رو هر روز با خودم حمل می کنم. من این علامتِ اشتباه رو روی خودم حک کردم، من نفشِ این اشتباه رو، روی پوستم ثبت کردم. من تاثیر این اتفاق بد توی گذشته رو، توی خود فعلیم حس می کنم. من این اتف
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23
برچسب‌ها :
از کنار باغچه و در جوار درختانی هزار ساله، بدور از کثیفی و یک جای تمیز و هوای پاکیزه سر در می آوری یکهو وسط یک جماعتِ به ذات خویش گم کرده و چپ و راست و بالا و هر کجا ک بخواهی چشم بیندازی، یکی از مصنوعات بشری ـست به رنگ خاکستری و خاکی در کار نیست و آس
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23
برچسب‌ها :
جمله ها توی زمان به اشتباه در خاطرات ثبت می شوند و افعال جا به جا می شوند. یکجا برای یکنفر، آنکه می گفتی از فاصله دورم کن و بعد. توی دورترین نقطه روی کره ی زمین از او می نشینی، جایی توی اتاقت به خیالت تا ابد. در سکوت. چراغِ اتاق روشن است و همه جا
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : دوشنبه 18 ارديبهشت 1396 ساعت: 17:23
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد